گذرایی در زبان فارسی بر مبنای برنامة کمینه‌گرا

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان‌شناسی همگانی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 استاد زبان‌شناسی همگانی دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

چکیده

در این مقاله مقولۀ نقشی گذرایی موجود بین مقولۀ نقشی اسناد و فعل مورد بررسی قرار گرفته‌است. این پژوهش که در چارچوب برنامۀ کمینه­گرای بوورز[1] (2002) صورت گرفته، نگاهی متفاوت به ویژگی گذرایی در زبان فارسی دارد. طبق این رویکرد، گذرایی مقوله­ای جهانی است که در ساخت‌هایی از قبیل ساخت­های متعدی معلوم، مجهول و میانه وجود دارد. اگرچه هستۀ این مقولۀ نقشی، که می­تواند به صورت یک فرافکن بیشینه (گروه گذرایی) نمود یابد، قابلیت اعطای نقش تتایی[2] به جایگاه مشخصگر خود را ندارد، اما در صورت داشتن مشخصه­های فی[3] توانایی اعطای حالت مفعولی به مفعول صریح را دارا خواهد بود. طبق تحلیل حاضر و با استناد به داده­های زبان فارسی (همانند زبان­های انگلیسی، آلمانی، ایسلندی، اسکاتلندی، روسی و اوکراینی) عملکرد فعل سبک (فعل پوسته­ای) لارسن (1988) در زبان فارسی را می­توان به دو گروه نقشی گذرایی و اسناد واگذار نمود



[1]. Bowers


3. theta roles


4. Ф-features

کلیدواژه‌ها


جباری، م. ج. 1382. «تفاوت مجهول در زبان فارسی و انگلیسی». زبان‌شناسی، (35): 78-94.

حق­بین، ف. 1382.  نظام تعدی، رسالة دکتری. تهران: دانشگاه علامه طباطبایی.

دبیرمقدم، م. 1364. «مجهول در زبان فارسی». زبان‌شناسی، 2(1): 31-46.

راسخ­مهند، م. 1391. «لازم و متعدی در فارسی». دستور، (8): 169-187.

طبیب­زاده، ا. 1380. «تحلیل وابسته­های نحویِ فعل در زبان فارسی براساس نظریۀ ظرفیت واژگانی». زبان‌شناسی، سال 16، 1(31): 47-76.

مشکوه­الدینی، م . 1366. دستور زبان فارسی بر پایۀ نظریۀ گشتاری، مشهد: دانشگاه فردوسی.

Barjasteh, D. 1983. “Morphology, Syntax and Semantics of Persian Compound Verbs: a lexicalist approach”. Urbana, University of Illinois.

Bowers, J. 1993. “The Syntax of Predication”. Linguistic Inquiry, 24, 591-652.

Bowers, J. 2001. “Predication”. In M. Baltin and C. Collins (Eds.) ‘The Handbook of Contemporary Syntactic Theory’. Pp. 299-333, Blackwell Publishers Inc.

Bowers, J. 2002. “Transitivity”. Linguistic Inquiry, 33, 183-224

Collins, C. 2003. “The Internal Structure of VP in Julhoansi”. Studia Linguistica, 57 (1) pp. 1-25. Dabir-Moghaddam, M. 1982 . “Passive in Persian”. Studies in the Linguistic Sciences, 12.1, 63-90.

Karimi, S. 2005. A Minimalist Approach to Scrambling Evidence from Persian. Mouton de Gruyter Publications, Berlin. Germany.

Keenan, E. 1985. “Predicate formation rules in Universal Grammar”. WCCFL, 4, 123-38.

Larson, R. (1988). “On the double object constructin”. Linguistic Inquiery, 19: 91-335.

Marants, A. 1984. On the Nature of Grammatical Relations. Cambridge, MIT Press. Moyne, J. 1974. “The so-called Passive in Persian”. Foundations of Language, 12: 246 - 267.

Ono, K. 1999. “Intransitive-Transitive phrase Pairs in Japanese”. Theoretical Linguistics Journal, 25 (1), 15-29. Perlmutter, D. 1978 . “Impersonal Passives and Unaccusitive Hypothesis”. In Proceedings of the Forth Annual Meeting of the Berkeley linguistics Society, Berkeley: University of California.

 Radford, A. 2004 . Minimalist Syntax: Exploring the Structure of English. Cambridge University Press. Cambridge. Slabakova, R. 2003. “Semantics and Morphological Reflexes of Functional Category”. The Case of Telicity Marking in Russian. In  Proceedings of the 6th Generative Approaches to Second Language Acquisition Conference (GASL 2002), ed. J. M. Liceras et al. 284-97- London.

Williams, E. 1981. “Argument structure and morphology”.TLR 1, 81-114.