<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>زبان فارسی و گویش‌های ایرانی</title>
    <link>https://zaban.guilan.ac.ir/</link>
    <description>زبان فارسی و گویش‌های ایرانی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 21 Apr 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 21 Apr 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>مقایسۀ صورت‌های شکسته در خط فارسی و انگلیسی</title>
      <link>https://zaban.guilan.ac.ir/article_9304.html</link>
      <description>صورت‌های شکسته در خط فارسی را با قدری تسامح می‌توان معادل صورت‌های کوتاه&amp;amp;shy;شده در زبان انگلیسی دانست، با این تفاوت که گرچه غالب صورت‌های شکستۀ فارسی از حیث تعداد واج‌هایشان کوتاه‌تر از صورت‌های سالم خود هستند، اما در مواردی صورت‌های شکستۀ فارسی کاملا هم‌اندازۀ صورت سالم خودشان یا حتی بلندتر از آنها هستند. درواقع، صورت‌های شکسته در فارسی شامل صورت‌های کوتاه‌شده و نیز صورت‌هایی هستند که معادل یا همتای دقیقی در زبان انگلیسی ندارند. تعداد نسبتا زیاد این صورت‌های اخیر در فارسی، و نبود آنها در زبان انگلیسی، مبین وجود نوعی دوزبانگونگی دیرپا در فارسی و نبود چنین عارضه‌ای در انگلیسی است. در پایان بحث کرده‌ایم که چرا استفاده از اصطلاحاتی مانند &amp;amp;laquo;گفتاری‌نویسی&amp;amp;raquo; یا &amp;amp;laquo;نونویسه‌ها&amp;amp;raquo; و مانند آن به‌جای &amp;amp;laquo;صورت‌های شکسته&amp;amp;raquo; یا &amp;amp;laquo;گفتاری‌نویسی&amp;amp;raquo;، باعث ایجاد نارسایی و ابهام در اصطلاحات دستوری فارسی می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مفهوم‌سازی زمان در ساخت‌های دستوری فارسی برپایۀ دستور شناختی</title>
      <link>https://zaban.guilan.ac.ir/article_9307.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به تحلیل بازنمایی ذهنی و مفهوم‌سازی زمان در زبان فارسی برپایۀ دستور شناختی لانگاکر (1987) می‌پردازد. نگارنده قصد دارد نشان دهد که زمان در زبان پدیده‌ای شناختی، تجربه‌زیسته و فرهنگی است که در قالب ساخت‌های دستوری و گفتمانی شکل می‌گیرد. هدف پژوهش تبیین چگونگی سازمان‌دهی و تصویرسازی زمان در ذهن گویشوران فارسی و شناسایی سازوکارهایی چون اسکن، برنما، نقطۀ ارجاع و زاویۀ دید در پردازش این سازه‌هاست. ماهیتِ روش‌شناختی این پژوهشِ کیفی، توصیفی ـ تحلیلی، و داده‌ها از نمونه‌های واقعی گفتار و نوشتار فارسی گردآوری شده‌است. تحلیل داده‌ها نشان داد که زمان در فارسی از طریق الگوهای استعاری و شناختی متعددی مفهوم‌سازی می‌شود؛ از جمله، زمان به‌عنوان &amp;amp;laquo;جریان&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;باد&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;شفابخش&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;حوزۀ کنش&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;میدان قابل برنامه‌ریزی&amp;amp;raquo; یا &amp;amp;laquo;حجم ادراکی&amp;amp;raquo;. این بازنمایی‌ها نشان داد که تجربۀ زمانی برای گویشور نه ثابت، بلکه پویا و چندمقیاسی است و زبان با بهره‌گیری از طرحواره‌های تصویری، عاملیت‌بخشی، اسکن پویا و برجسته‌سازی این چندلایگی را برجسته می‌کند. یافته‌ها نشان داد که دستور شناختی قادر است درک عمیق‌تری از سازوکارهای فرهنگی، عاطفی و ادراکیِ دخیل در بازنمایی زمان در فارسی فراهم کند و چشم‌انداز تازه‌ای برای مطالعۀ ساخت‌های زمانی در زبان‌های ایرانی بگشاید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی معنایی فعل‌های وجهی در زبان تالشی</title>
      <link>https://zaban.guilan.ac.ir/article_9081.html</link>
      <description>در پژوهش حاضر به بررسی معنایی فعل&amp;amp;shy;های وجهی در زبان تالشی (گویش ماسال) براساس چارچوب نظری پالمر (1990) پرداخته شده‌است. پالمر سه نوع وجهیت: معرفتی، الزامی و پویا را مطرح کرده‌است و برای هر یک از این سه نوع، دو درجۀ امکان و ضرورت درنظر گرفته‌است. روش پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی است و داده‌های پژوهش با ضبط صدا از 7 گویشور تالشی&amp;amp;shy;زبان به&amp;amp;shy;دست آمده‌است. پس از جمع&amp;amp;shy;آوری داده‌ها، نوع وجهیت فعل&amp;amp;shy;های وجهی برپایۀ نظریۀ پالمر طبقه&amp;amp;shy;بندی و تحلیل شدند. فعل&amp;amp;shy;های وجهی در این پژوهش عبارت&amp;amp;shy;اند از چهار فعل: ʃɑ &amp;amp;laquo;توانستن&amp;amp;raquo;، bu &amp;amp;laquo;می&amp;amp;lrm;شود&amp;amp;raquo;، bi &amp;amp;laquo;باید&amp;amp;raquo; و xɑ &amp;amp;laquo;خواستن&amp;amp;raquo;. نتایج نشان داد که فعل‌های ʃɑ &amp;amp;laquo;توانستن&amp;amp;raquo; و bu &amp;amp;laquo;می&amp;amp;lrm;شود&amp;amp;raquo; برای بیان سه وجهیت معرفتی ممکن، الزامی ممکن و پویای ممکن به&amp;amp;shy;کار می‌روند. فعل وجهی bi &amp;amp;laquo;باید&amp;amp;raquo; بیانگر وجهیت معرفتی ضروری، الزامی ضروری و پویای ضروری است. هم&amp;amp;shy;چنین فعل وجهی &amp;amp;nbsp;xɑ &amp;amp;laquo;خواستن&amp;amp;raquo; و صورت گذشتۀ آنxɑi &amp;amp;nbsp;تنها برای بیان وجهیت پویای ممکن کاربرد دارند. دو صورت گذشتۀ فعل ʃɑ &amp;amp;laquo;توانستن&amp;amp;raquo;، ʃɑi و ʃɑst نیز بیانگر وجهیت پویای ممکن هستند. &amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>برساخت تاریخی اصطلاح «زبان مادری» و تقابل آن با «زبان ملی» در سیاست زبانی</title>
      <link>https://zaban.guilan.ac.ir/article_9263.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف واکاوی خاستگاه تاریخی و گفتمانی به اصطلاح &amp;amp;laquo;زبان مادری&amp;amp;raquo; و نحوۀ تقابل آن با &amp;amp;laquo;زبان ملی&amp;amp;raquo; در سیاست زبانی انجام شده‌است. روش پژوهش ترکیبی از نوع کیفی ـ کمی است. در بخش کیفی، با بهره‌گیری از تحلیل گفتمان انتقادی به بررسی داده‌ها پرداخته می‌شود و در بخش کمی، از تحلیل محتوای آماری استفاده می‌گردد. داده‌ها برگرفته از 300 متن، اعم از اظهارات رسانه&amp;amp;shy;ای مقامات و اسناد رسمی در ایران‌اند که با شیوۀ کتابخانه&amp;amp;shy;ای در بازۀ زمانی سال&amp;amp;shy;های (1392- 1403) به‌صورت هدفمند گردآوری شده‌است. یافته&amp;amp;shy;ها نشانگر آن است که گفتمان حاکم، زبان ملی را بر پایۀ ایدئولوژی&amp;amp;shy; تک&amp;amp;shy;زبانی برجسته و تثبیت می&amp;amp;shy;سازد و در مقابل، زبان&amp;amp;shy;های دیگر را تحت عنوان &amp;amp;laquo;زبان مادری&amp;amp;raquo; کم&amp;amp;shy;رنگ و به حاشیه می‌راند. این تقابل در سطح خُرد صرفا ریشه در عوامل زبانی محض ندارد؛ بلکه در سطح کلان، به عوامل فرازبانی مانند مناسبات قدرت، تسلط گفتمانی و ایدئولوژی زبان معیار در سیاست زبانی گره خورده‌است که به حذف و طرد زبان‌های دیگر از حوزه‌های رسمی دامن می‌زند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اختلاف شناسه‌های ماضی و مضارع در گویش خانیکی و تفاوت شکل و جایگاه آن با فارسی معیار</title>
      <link>https://zaban.guilan.ac.ir/article_9143.html</link>
      <description>شناسه&amp;amp;shy;های فعل&amp;amp;shy;های ماضی و مضارع در گویش مردم روستای خانیک گناباد، با هم تفاوت دارد، جز اول شخص مفرد که مشترک است. شناسه&amp;amp;shy;ها با فارسی معیار نیز اختلاف دارد. روش این پژوهش توصیفی - تحلیلی است که مواد آن براساس گفت‌وگو با گویشوران کهن‌سال و اغلب بی&amp;amp;shy;سواد مقیم روستای خانیک جمع&amp;amp;shy;&amp;amp;shy;آوری و سپس گفته&amp;amp;shy;های آنان تجزیه&amp;amp;shy;وتحلیل شد. هدف معرفی شناسه&amp;amp;shy;ها در گویش خانیک است. گویش فارسی خانیک از کهن&amp;amp;shy;ترین متن‌های موجود زبان فارسی، قدیمی&amp;amp;shy;تر است. اهمِ نتایج چنین است: در گویش خانیک شناسه&amp;amp;shy;ها به دو گروه ماضی و مضارع تقسیم می&amp;amp;shy;شود. شناسه در فعل&amp;amp;shy;های امر هم متفاوت با فارسی معیار و شناسه&amp;amp;shy;های گویش است. سوم شخص مفرد فعل&amp;amp;shy;های ماضی در این گویش شناسه دارد و این ویژگی‌گویش ناقضِ نوشتة محققانی است که شناسة سوم شخص مفرد در زمان گذشتة سادة کلیة افعال ایرانی را صفر (&amp;amp;oslash;) دانسته&amp;amp;shy;اند. در برخی سازه&amp;amp;shy;های جمله، محل شناسه تغییر می&amp;amp;shy;کند و بعد از پیشوند فعلی، قید، صفت، اسم و حرف اضافه می&amp;amp;shy;آید یا در آغاز فعل و گاه پیش از فعل کمکی قرار می&amp;amp;shy;گیرد. از این جهت با فارسی معیار اختلافات عمده&amp;amp;shy;&amp;amp;shy;ای دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأملی در چراییِ انتساب‌های مغشوش شعر فارسی</title>
      <link>https://zaban.guilan.ac.ir/article_9172.html</link>
      <description>نقش جُنگ&amp;amp;shy;ها، تذکره‌ها و دست‌نویس‌های کهن در تصحیح متون و بازیابی اشعار شاعران، انکارنشدنی است. اما همین منابع که می‌توانند حتی دیوان یک شاعر فراموش&amp;amp;shy;شده را احیا کنند، خود منشأ آسیب‌های جدی در انتساب درست اشعار هستند. میزان این آسیب‌ها به&amp;amp;shy;طور مستقیم به درجۀ اعتبار و اصالت هر نسخه وابسته ‌است. این پژوهش با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی به واکاوی ریشه‌های &amp;amp;laquo;انتساب‌های مغشوش&amp;amp;raquo; در این متون می‌پردازد؛ انتساب‌هایی که عمدتا بر مبنایی غیرانتقادی و حدسی، ازجمله شهرت شاعر در قالب‌ها و سبک‌های خاص شعری، تشابه اسمی (و تخلص شاعری)، تکرار و تقلید ناآگاهانه از منابع متأخر، استنادهای نادقیق در متون نثر، جعل عامدانه و افزوده‌های کاتبان شکل گرفته‌اند. با توجه به اینکه شمار چشمگیری از اشعار نویافته و انتساب‌های مبهم از این مجرا به متن مقبول شاعران راه یافته‌اند، این پژوهش بر ضرورت&amp;amp;nbsp;احتیاط پژوهشی بیشترِ مصححان و محققان در بهره‌گیری از این منابع تأکید می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ردۀ نوایی واژۀ واجی در گونۀ یزدی از زبان فارسی: پژوهشی صوت‌شناختی</title>
      <link>https://zaban.guilan.ac.ir/article_9144.html</link>
      <description>گونه‌های هر زبان می‌توانند از منظر رده‌شناسی نوایی رفتاری متفاوت داشته باشند. فارسی معیار براساس سه مؤلفۀ صوت‌شناختی همبسته‌های صوت‌شناختی هجاهای برجسته، چگونگی برجستگی سازه‌های کانونی و درجات تکیه در ردۀ زبان‌های تکیه‌ای قرار گرفته‌است. فرض آن است که گونۀ یزدی که متفاوت با فارسی معیار به گوش می‌رسد، در ردۀ نوایی متفاوتی نسبت‌به فارسی معیار قرار می‌گیرد. پژوهش‌های پیشین درمورد جایگاه تکیۀ واژه و همبسته‌های صوت‌شناختی در گونۀ یزدی اختلاف‌نظر دارند. در پژوهش حاضر، با استفاده از مؤلفه‌های صوت‌شناختی که برای تعیین ردۀ نوایی فارسی معیار استفاده شده، به بررسی الگوی برجستگی و ردۀ نوایی در گونۀ یزدی پرداخته شده‌است. بررسی ناواژه‌ها در وضعیت پساکانونی نشان داد به‌رغم خنثی‌شدن تکیۀ زیروبمی، دیرش واکه‌های آغازین و پایانی افزایشی معناداری دارد و شاهد الگوی گهواره‌ای هستیم. به‌منظور بررسی دقیق‌تر، سازه‌های کانونی بررسی شدند. نتایج نشان داد واکه‌ای که بسامد پایۀ بیشتری دارد، واکۀ پیش‌پایانی است و نه یکی از واکه‌های اول و چهارم. این وضعیت در تناقض با اصل انباشتگی تکیه است. نگارندگان بر این باورند که الگوی گهواره‌ای واکه‌های لبه نقش مرزنمایی دارد و افزایش بسامد پایه در هجای پیش‌پایانی سازه‌های کانونی برجستگی پساواژگانی است. نتایج این پژوهش نشانگر غیرتکیه‌ای‌بودن گونۀ یزدی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی وضعیت درخطربودن گویش همدانی</title>
      <link>https://zaban.guilan.ac.ir/article_9338.html</link>
      <description>هدف این مقاله ارزیابی میزان «در خطر بودن» گویش همدانی، گونه­ای از فارسی واقع در شمال غرب ایران در شهر همدان، با بهره­گیری از شاخص در خطر بودن زبان در پروژۀ زبان­های در خطر، معرفی­شدة لی و ون­وی (2016) است. این شاخص شامل چهار مقیاس انتقال بینانسلی، تعداد دقیق گویشوران، روندهای تعداد گویشوران و حوزه‌های کاربرد است. روش پژوهش کیفی است؛ یعنی برای تعیین میزان عددی هر یک از این مقیاس­ها به مصاحبه با 10 گویشور همدانی به­شکل نیمه­ساختاریافته و استفاده از مشاهدات تجربی پرداخته شده‌است. براساس این شاخص، گویش همدانی در گروه زبان­های «در معرض خطر شدید» قرار می­گیرد. در واقع، عامل فرهنگی پرستیژ است که گویش همدانی را در این وضعیت در خطر شدید قرار داده‌است. زیرا نسل جوان این گونۀ زبانی را گونه­ای «بدون شأن اجتماعی» ارزیابی می­کند و تلاش دارد تا از تکلم به این گونه خودداری و آن را با فارسی معیار به­طور کامل جایگزین کند و نه این­که آن را در کنار آن حفظ نماید. بنابراین، از آنجا که انقراض زبان­ها و گویش­ها پیامدهای مهمی در پی دارد و حفظ و ترویج زبان­ها و گویش­های محلی در کنار تقویت و گسترش زبان رسمی اهمیت دارد، گویش همدانی نیازمند توجه فوری است. </description>
    </item>
    <item>
      <title>ایده‌آوها در زبان فارسی</title>
      <link>https://zaban.guilan.ac.ir/article_9303.html</link>
      <description>این مقاله به بررسی مقولۀ ایده‌آوا در زبان فارسی می‌پردازد. ایده‌آواها واژگانی نشان‌دار در زبان هستند که صحنه‌ای حسی را به‌صورت شمایلی به تصویر می‌کشند و در مرز بین زبان قراردادی و زبان شمایلی قرار دارند. پس از تعریف این مقوله به عنوان یک مفهوم تطبیقی، ویژگی‌های پنج‌گانۀ آن (نشان‌دار بودن، واژه بودن، تصویری بودن، حسی بودن و تعلق به طبقۀ باز) تشریح و تمایز آن از مقولات مشابهی مانند نمادپردازی آوایی، نام‌آوا، شناخت‌آوا و شبه‌جمله تبیین می‌شود. بر پایۀ تقسیم‌بندی آکیتا (۲۰۰۹)، ایده‌آواهای فارسی در سه طبقۀ معنایی صوتی (مانند خِرت‌خِرت)، دیداری (مانند سلانه‌سلانه) و ذهنی (مانند قیلی‌ویلی) دسته‌بندی و نمونه‌هایی از گویش همدانی ارائه می‌گردد. از نظر دستوری، این واژه‌ها در ساخت‌های فعل مرکب (من‌من کردن)، قید حالت (سلانه‌سلانه آمد)، متمم فاعلی (گنه‌گنه است) و صفت (باران پِشکه‌پِشکه) به کار می‌روند. در پایان، نقش ایده‌آواها به عنوان پلی بین ایماواشاره و زبان قراردادی و اهمیت آنها در درک تکامل زبان مورد بحث قرار می‌گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جنبه‌های زبان‌شناختی درک متن نوشتاری در دانش‌آموزان دورۀ متوسطه: شواهدی از فرآیند استنباط‌سازی</title>
      <link>https://zaban.guilan.ac.ir/article_9402.html</link>
      <description>خواندن، مهارتی زبان‌شناختی است که هدف نهایی آن‌ درک متن است و یکی از مهمترین مؤلفه‌های درک متن‌، استنباط‌سازی است. این پژوهش کمّی با هدفِ بررسی تفاوت میان‌ دانش‌آموزان دوره‌های متوسطۀ اول و دوم از نظر مهارت استنباط‌سازی انجام شد. به این‌منظور، نمونه‌ای متشکل از ۸۰ دانش‌آموز پسر در دو گروه ضعیف و دو گروه قوی از مدارس دولتی شهرستان صومعه‌سرا با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شده و در آزمون استنباط‌سازی شرکت کردند. نمرات افراد از نظر دو نوع استنباط‌ پیوسته و تفصیلی‌ با دو آزمون تی مستقل و یو من-ویتنی تجزیه وتحلیل شد. نتایج نشان داد که دانش‌آموزان قوی هر دو دوره، از نظر هر دو نوع‌ استنباط‌ توانایی بیشتری نسبت به دانش‌آموزان ضعیف دارند. دانش‌آموزان قوی دورۀ دوم در استنباط‌ تفصیلی نسبت‌ به دانش‌آموزان قوی دورۀ اول به طرز معناداری عملکرد بهتری داشتند. همچنین، دانش‌آموزان ضعیف دورۀ دوم در استنباط پیوسته به طرز معناداری عملکرد بهتری از دانش‌آموزان ضعیف دوره اول داشتند. پیامدهای این یافته‌ها به بحث گذاشته می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی زباهنگ لعن و نفرین‌ بر اساس انگارۀ قوم‌نگاری هایمز با تأکید بر گونۀ جهرمی</title>
      <link>https://zaban.guilan.ac.ir/article_9446.html</link>
      <description>زباهنگ نفرین، نقش فرهنگ را در زبان بازنمود می‌کند. جهرم به عنوان یکی از گونه‌های جنوب غربی و زاگرس جنوبی، از این نظر انواع مختلفی از نفرین را در خود جای داده است. در این مطالعه، بیش از یکصد نفرین جهرمی بر اساس مدل قوم‌نگاری گفتمانSPEAKING هایمز بررسی و بر اساس انگیزه‌ها و مضامین آن‌ها به چهار گروه اصلی دسته‌بندی شدند: نفرین‌های مرتبط با نقص جسمانی، آرزوی مرگ، گرفتاری به بیماری‌های بی‌درمان، زندگی سخت دنیوی که هر کدام نیز زیرمجموعه دارند. تحلیل این نفرین‌ها بر اساس نشان می‌دهد که نفرین در فرهنگ جهرمی یک کنش زبانی صرف نیست، بلکه پدیده‌ای فرهنگی-اجتماعی عمیق است که ریشه در باورهای دینی، اخلاقی و اجتماعی دارد. این نفرین‌ها اغلب در لحظات خشم، ناامیدی یا به عنوان ابزاری برای تنبیه اخلاقی و بازگرداندن تعادل اجتماعی به کار می‌روند و نشان‌دهندۀ ذهنیّت جمعی جهرم در برابر با ظلم، خیانت، بی‌عدالتی و شیطنت هستند. تحلیل نفرین‌های گونۀ جهرمی در مدل هایمز نشان می‌دهد که نفرین در جهرم، آخرین دادگاه یا عدالت عامیانه محسوب می‌شود و در تمام ابعاد وجودی انسان اعم از بدن زنده، زندگی دنیوی و حیات اخروی، سیستمی کامل برای مجازات و تقصیریابی ایجادکردهاست. ساخت منفی این نفرین‌ها به صورت دعا به کار می‌رود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ترتیب واژه‌ها، مطابقه و حالت‌نمایی درگویش‌ افتری</title>
      <link>https://zaban.guilan.ac.ir/article_9466.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به مطالعۀ «ترتیب ‌واژه‌ها»، «نظام مطابقه» و «حالت‌نمایی» در گویش افتری بر اساس مقالۀ درایر (1992)، الگوهای مطابقۀ پنجگانۀ کامری (1978) و دبیرمقدم (1402) می‌پردازد. این گویش متعلق به شاخۀ غربی شمالی زبان‌های ایرانی است و در روستای «افتر» استان سمنان بدان تکلم می‌شود. داده‌های پژوهش به شیوۀ میدانی و از طریق مصاحبۀ نیمه‌ساختار‌یافته جمع‌آوری شده ‌است. به لحاظ «ترتیب‌ واژه‌ها» جفت‌های همبستگی در دو ردۀ «فعل‌پایانی» و «فعل‌میانی» در منطقۀ زبان‌های اروپا-آسیا و جهان بررسی‌گردیده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد هر چند «افتری» آمیخته‌ای از مولفه‌های رده‌شناختی «فعل‌پایانی» و «فعل‌میانی» است اما به زبان‌های «فعل‌پایانی» تمایل بیشتری دارد. دو عامل گذرایی و زمان، شیوۀ مطابقۀ افتری را رقم می‌زنند. فعل‌های لازم فارغ از هر زمانی و فعل‌های متعدی حال، مطابقۀ فاعلی-مفعولی را بازنمایی می‌کنند و فعل‌های متعدی گذشته، نظام سه‌بخشی را به دست می‌دهند. افعال «خواستن» (حال و گذشته) و «توانستن» (گذشته) از «واژه‌بست‌های ضمیری» بهره می‌گیرند. همکردهای متعدی نظیر «کردن» و «زدن» در ساختار فعل مرکب لازم (گذشته)، میزبان «واژه‌بست‌های ضمیری» هستند. به لحاظ «حالت‌نمایی»، فاعل لازم (گذشته و حال) و فاعل متعدی (گذشته و حال) دارای «حالت + مستقیم» و مفعول متعدی (گذشته و حال) دارای «حالت غیرفاعلی» هستند، لذا «افتری» از نظام حالت «فاعلی-مفعولی» بهره می‌برد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>زبانشناسی زیست‌محیطی در ضرب‌المثل‌ها: بررسی تطبیقی نام حیوانات در لری بختیاری و گیلکی</title>
      <link>https://zaban.guilan.ac.ir/article_9485.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با رویکرد تطبیقی، اهمیت فرهنگی ضرب‌المثل‌های مرتبط با حیوانات در لری بختیاری و گیلکی را مورد بررسی قرار داده است. در این پژوهش، با رویکرد تحلیلی، مفاهیم فرهنگی پدیده‌های طبیعی این دو منطقه مورد بررسی قرارگرفته است. پیکره داده‌ها از منابع کتابخانه‌ای با جمع‌آوری ضرب‌المثل‌های گیلکی و بختیاری به‌دست‌آمده و سپس با توجه به موضوع، گفتمان موردبحث، به توصیف و تحلیل درآمده است. داده‌ها شامل ۷۲ ضرب‌المثل بختیاری و ۱۰۹ ضرب‌المثل گیلکی درباره حیوانات اهلی است که بر اساس گونه‌ حیوانات و گفتمان‌های مختلف طبقه‌بندی‌شده است و به‌صورت توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی بررسی شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد در ضرب‌المثل‌های بختیاری، حیواناتی چون خر، شتر و میش بسامد بالاتری دارند و این امر با زیست‌بوم کوهستانی، کوچ‌نشینی و اقتصاد دامداری این جامعه پیوند دارد، درحالی‌که در گیلکی، سگ، پرندگان، اسب و گاو متناسب با اکوسیستم جلگه‌ای و تالابی برجسته‌تر هستند. تحلیل گفتمان ضرب‌المثل‌ها نشان می‌دهد که در گویش گیلکی، مضامین اخلاقی و اجتماعی سهم بیشتری دارند، حال‌آنکه در بختیاری بر عملکرد و سودمندی حیوانات تأکید بیشتری دارند. این نتایج بیانگر آن است که ضرب‌المثل‌ها، افزون بر کارکرد ادبی و آموزشی، حامل دانش زیست‌محیطی و استعاره‌‌های فرهنگی‌ هستند که رابطه‌ انسان، حیوان و محیط‌زیست در فرهنگ‌عامه را به‌روشنی منعکس می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقد ساختاری شیوه فرهنگ‌نویسی در لغت‌نامة دهخدا</title>
      <link>https://zaban.guilan.ac.ir/article_9515.html</link>
      <description>لغت‌نامة دهخدا به‌عنوان بزرگ‌ترین برنامة فرهنگ‌نگاری زبان فارسی، نقشی بنیادین در تثبیت و انتقال میراث واژگانی زبان فارسی از نسلی به نسل دیگر ایفا کرده‌است. با وجود جایگاه مرجع این اثر، ساختار درونی آن کمتر از منظر فرهنگ‌نگاری مورد بررسی انتقادی قرار گرفته‌است. پژوهش حاضر با رویکرد نقد ساختاری، به تحلیل ساختار درونی لغت‌نامه دهخدا در هفت محور اصلی شامل آوانگاری، ریشه‌شناسی واژگان، شیوه گزینش سرواژه‌ها، ساختار مدخل‌ها، ترکیب‌ها، نظام ارجاع‌دهی‌ها درون‌متنی و شیوه استناد به منابع برون‌متنی پرداخته‌است. روش تحقیق توصیفی– تحلیلی و مبتنی بر داده‌های کتابخانه‌ای است و تحلیل‌ها بر اساس نمونه‌گیری هدفمند از مدخل‌های گزیده، انجام شده‌است. یافته‌ها نشان می‌دهد که لغت‌نامه دهخدا، اگرچه از دیدگاه غنای داده‌های زبانی و شواهد متنی بی‌مانند و گسترده است، اما از نظر ساختار فرهنگ‌نگاری با آشفتگی‌ها و نابه‌سامانی‌هایی روبرو است. این مطالعه ضمن تبیین آشفتگی‌های ساختاری لغت‌نامه دهخدا، زمینه‌ای برای بازنگری انتقادی، و ویرایشی همه جانبه ساختار آن، برای نگاه‌داشت جایگاه لغت‌نامه دهخدا - به عنوان جامع‌ترین فرهنگ فارسی معاصر - فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نگاهی درزمانی به حالت مفعولی در بلوچی</title>
      <link>https://zaban.guilan.ac.ir/article_9519.html</link>
      <description>فرسایش و نوسازی نظام حالت، یکی از بنیادی‌ترین فرآیندهای تحول در تاریخ زبان‌های ایرانی است. این پژوهش بر پایه‌ی چارچوب نظری استیلو (Stilo, 2008) و کولیکف (Kolikov,2009) با رویکردی توصیفی–تحلیلی به بررسی تحول درزمانی و تنوع هم‌زمانی حالت مفعولی در گونه‌های مختلف بلوچی می‌پردازد. داده‌های پژوهش از پیکره‌های معتبر، منابع توصیفی و داده‌های میدانی از گونه‌های غربی، شرقی و جنوبی گردآوری شده‌اند. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که بلوچی در روند ایجاد و تحول حالت مفعولی، یک نظام چندوجهی را برای نشانه‌گذاری مفعول توسعه داده است. این نظام شامل سه راهبرد اصلی است: ۱-نوسازی بیرونی از طریق دستوری‌شدگی حرف‌اضافه rāy  و ایجاد پایانه (–ā/r(ā؛ ۲- نوسازی درونی در قالب نظام مفعول‌نمایی افتراقی که با حساسیت به سلسله‌مراتب‌های جانداری و معرفگی، پایانه‌های حالت غیرمستقیم را به‌صورت هوشمندانه به کار می‌گیرد؛ و ۳- یک راهبرد نحوی جایگزین که در آن واژه‌بست‌های شناور فاعلی به ابزاری برای نشانه‌گذاری مفعول، حتی در زمان‌های غیر گذشته، تبدیل شده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>از فاء اعجمی تا ضاد عربی: پیچیدگی‌های انواع انشقاق واجی در فارسی‌نو</title>
      <link>https://zaban.guilan.ac.ir/article_9520.html</link>
      <description>در فارسی نو سه نوع انشقاق اولیه قابل تشخیص است. مورد اول مربوط به واج‌گونه‌ای از b است که  آن را فاء اعجمی نامید‌ه‌اند. فاء اعجمی همخوان دولبی واک‌دار سایشی ß بوده که با ادغام در واج‌های /b/، /v/ و /f/ از بین رفته است. این تحقیق نشان می‌دهد که به احتمال زیاد این انشقاق در فارسی شمال شرقی و فارسی جنوبی قرون متقدم هجری به یک صورت به‌وقوع نپیوسته است. دو مورد دیگر انشقاق اولیۀ همخوان‌ها در فارسی نو مربوط به واج‌گونه‌های d است. در این راستا، انشقاق واج‌گونه سایشی دندانی [δ/ ɾ̪] قابل طرح است. این واج‌گونه که در فارسی نو متقدم با &amp;amp;lt;ذ&amp;amp;gt; نمایش داده می‌شده، بعدها به تلفظ اصلی d بازگشته است. مواردی از آن نیز در واج /z/ ادغام شده است. انشقاق اولیۀ سوم مربوط به جدا شدن واج‌گونۀ واکرفته [ḍ] از واج /d/ و ادغام آن در واج /t/ فارسی است.  تغییر اخیر جزو مسیرهای تغییر در انشقاقی بوده است که آن را انشقاق بینابینی نام نهاده‌ایم. انشقاق بینابینی ناظر بر تغییری است که طی آن در قرون اولیۀ هجری، واج قرضی dˤ &amp;amp;lt;ض&amp;amp;gt; به چهار واج /d/، /dz/، /l/ و /t/ انشقاق یافته  و خود از بین رفته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فعل مجهول و پسوند مجهول‌ساز در متون گورانی ادبی</title>
      <link>https://zaban.guilan.ac.ir/article_9537.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، ریشه‌شناسی پسوند سازندة مادة مجهول در فعل‌های مجهول به کار رفته در متون گورانی است. این پژوهش، در چهارچوب قواعد تحولات آوایی-واجی زبان‌های ایرانی، در پی یافتن سیر تحول این پسوند مجهول‌ساز است. برای این منظور، نخست شیوه‌های مجهول‌سازی در متون گورانی بررسی شده، فعل‌های مجهول از نظر ساختواژه مورد توجه قرار گرفت. پس از بررسی ماده‌های افعال، پسوند مجهول‌ساز در گورانی مشخص شد. سپس با مقایسة این پسوند با ماده‌سازهای به کار رفته در زبان‌های ایرانی در دوره‌های مختلف تاریخی، و با توجه به قواعد تحولات تاریخی و ویژگی‌های آوایی گورانی و دیگر زبان‌ها و گویش‌هایی که این پسوند در آن‌ها به کار می‌رود، منشاء و سیر تحول تاریخی پسوند سازندة مادة مجهول مشخص شد. بر این اساس، این پسوند بازماندة یک پسوند مجهول‌ساز باستانی نیست بلکه حاصل ادغام دو پسوند ماده‌ساز و اعمال تحولات آوایی است. برای صحت‌سنجی این نتیجه، پسوندهای مجهول‌ساز در دیگر زبان‌ها و گویش‌های ایرانی امروزی نیز از دیدگاه تاریخی بررسی و سیر تحول تاریخی آنها نیز بازسازی شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جایگاه گروه‌های قیدی و وصفی و همپایگی آنها در چهار مقاله نظامی عروضی سمرقندی</title>
      <link>https://zaban.guilan.ac.ir/article_9565.html</link>
      <description>نثر چهارمقاله بینابین نثر مرسل و فنی است. تعداد واژگان، ترکیب‌ها، جمله‌ها و مثل‌های عربی که در این متن به کار رفته است تا حدود40 % است و بخصوص در کاربست قیدها و صفت‌ها غلبه با کلمات عربی است. شاخصهای متعدد جهت‌گیری سیاسی نویسنده را مشخص می-کند. یافته‌های این پژوهش  تحلیلی نشان می‌دهد که کاربست واژگان و جمله‌های قیدی و وصفی هم‌پایه، و پایه-های فعل عربی که با بسامد بالای خودشان، زمینه‌ساز تغییر سبک گشته‌اند متن این اثر را از نثر ساده و مرسل، جدا کرده و به نثر مرسل عالی و گاهی به نثر فنی (بخصوص در مقدمه و مقدمه‌های باب‌ها) بدل ساخته‌اند. دوگانگی نثر آن و سادگی و روانی متن در حکایت‌ها معلوم است. گسترده شدن جمله‌ها با قیدها و صفت‌ها و جمله‌های موول به قید و صفت، بعلاوه به کارگیری لغات فراوان عربی، با بسامد بالای کاربرد دو فعل گفت و شنید و نیز فراوانی جمله‌های مرکب ناهمپایه نسبت به جمله‌های ساده سبب خروج متن از ایجاز شده است. فعل‌های لازم کمتر از فعل‌های متعدی به‌کار‌برده‌شده‌اند و کثرت کاربست فعل‌های است، هست، بود، بُود، گشت، گردید و آمد، بیشتر از دیگر افعال لازم است که خبر از محتوای تعلیمی و جنبة آموزشی متن دارند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
