دربارۀ ساخت ویژه‌ای برای نمود درجریان در برخی زبان‌های ایرانی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار فرهنگ و زبان‌های باستانی، دانشکده زبان‎های خارجی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.

چکیده

در شماری از زبان‌های ایرانی کرانه‌های دریای خزر یا زبان‌هایی که خاستگاه آنها این منطقه بوده‌است، همچنین در بلوچی و بشگردی در جنوب شرقی ایران، ساخت ویژه‌ای برای نمود درجریان وجود دارد که در دیگر زبان‌های ایرانی دیده نمی‌شود. این مقاله به بررسی ساخت صرفی و نحوی درجریان در زبان‌های رایج این مناطق می‌پردازد و بررسی می‌کند که در هر زبان ساخت درجریان از چه سازه‌هایی ساخته شده‌است و هر سازه چه نقشی دارد و این ساخت چگونه با ساخت‌های رایج برای نمود درجریان مرتبط است. یافته‌های این مقاله نشان می‌دهد که این ساخت گونه‌ای ساخت مکانی است که از چند سازۀ اصلی ساخته می‌شود: یکی فعل اصلی که به شکل مصدر، اسم مصدر، صفت فعلی حال و گاهی صرف حال ناکامل است؛ دوم فعل ربطی که به دیگر سازه‌های این ساخت یا به سازۀ دیگری در جمله پی‌بست می‌شود؛ سوم حرف اضافه‌ای که حالت مکانی را بیان می‌کند که در برخی گونه‌ها این حرف اضافه حذف شده و مفهوم مکانی با فعل ربطی بیان می‌شود. در برخی از زبان‌های بررسی‌شده سازۀ چهارمی ‌هم ممکن است افزوده شود و آن اسمی ‌از یک فعل حالتی است که نقش آن ایجاد حالتی است که تداوم یا درجریان بودن فعل را نشان دهد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


رضایتی کیشه‌خاله، م. 1386. زبان تالشی، توصیف گویش مرکزی. گیلان: فرهنگ ایلیا.
سبزعلی­پور، ج. 1389. زبان تاتی، توصیف گویش تاتی رودبار. گیلان: فرهنگ ایلیا.
مرتضوی، م. 2-1341. «فعل در زبان هرزنی»، نشریه دانشکده ادبیات دانشگاه تبریز، (63): 453-488 و (64): 61 -96.
مطلبی، م. 1385. بررسی گویش رودباری، رسالۀ دکتری فرهنگ و زبان‌های باستانی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
مطلبی، م. و عباسی دمشهری، ر. 1389. «صرف فعل در گویش مینابی»، مطالعات ایرانی، 9 (18): 283 -306.
Asatrian, G. 1995. “Dimli”, in Yarshater, E. (ed), Encyclopædia Iranica, VI/4, 405-411.
Baker, M., A. & Mengal A. 1969. A course on Balochi, Vol. I, Montreal: Institute of Islamic Studies, McGill University.
Bybee, J., Perkins, R. & Pagliuca, W. 1994. The Evolution of Grammar: Tense, Aspect, and Modality in the Languages of the World.  The University of Chicago press.
Bybee, J. L., & Dahl, Ö. 1989. “The creation of tense and aspect systems in the languages of the world”, Studies in language, 13-1: 51-103.
Comrie, B. 1985. Aspect. Cambridge: Cambridge University Press.
Ebert, K.H. 2008. “Progressive markers in Germanic languages”. In Ö. Dahl (ed.) Tense and aspect in the languages of Europe, pp. 605-654. De Gruyter Mouton.
Jahani, C., & Korn, A. 2009. “Balochi”, in G. Windfuhr, (ed), The Iranian Languages, 634-692, London: Routledge.
Kroeger, P. R. 2005. Analyzing Grammar: An introduction. Cambridge: Cambridge University Press.
MacKenzie, D. N. 1966. The Dialect of Awroman. København: Ejnar Munksgaard.
MacKenzie, D. N. 1987. “Avromani”. in E. Yarshater (ed.) Encyclopedia Iranica, Vol. III, Fasc. 1, 111-112
Paul, L. 1998. “The Position of Zazaki among West Iranian Languages”. In N. Sims-Williams (ed.), Proceedings of the Third European Conference of Iranian Studies held in Cambridge, 11th to 15th September 1995. Part I: Old and Middle Iranian Studies, 163-177. Wiesbaden: Ludwig Reichert.
Rastorgueva, V.S. et al 2012. The Gilaki Language, English translation by Ronald Lockwood, Upsala: University of Upsala.
Todd, T. L. 1985. A Grammar of Dimili also known as Zaza, Ann Arbor: Mishigan state University, rep. Electronic Publication, 2008.
Yarshater, E. 1969. A grammar of Southern Tati, The Hauge, Paris: Mouton.
Yarshater, E. 2007. “The Tati Dialect of Karingân”, in M. Macuch, M. Maggi and S. Sundermann (eds.), Iranian Languages and Texts from Iran and Turan, Ronald E. Emmerick Memorial Volume, 443-461, Wiesbaden.
Yarshater, E. 2005. “The Tati Dialect of Kalâsur”, in D. Weber (ed), Languages of Iran: Past and Present, Iranian Studies in Memoriam David Neil MacKenzie, 269-283, Wiesbaden.         
Yarshater, E. 1960. “The Tati Dialect of Kajal”, BSOAS, 2(23): 257-268.
Yarshater, E. 1959. “The dialect of Shahrud (Khalkhal)”, BSOAS, 1(22): 52-68.