بررسی ‌‌فرایندهای واجی ‌گویش شمالی زبان تالشی (گونة‌ عنبرانی)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

کارشناس ارشد زبان‌شناسی همگانی

چکیده

تالشی از زبان‌های ایرانی نو و متعلق به شاخة شمال غربی زبان‌های ایرانی است. از نظر ویژگی‌های گویشی و محدودة جغرافیایی به سه گویش شمالی‌، مرکزی و جنوبی تقسیم می‌شود و به دلیل حفظ ویژگی‌های زبانی دوران باستان و میانه و نیز قرار گرفتن در زمرة‌ زبان‌های در خطر‌، اهمیت ویژ‌ه‌ای در مطالعات گویش‌شناسی دارد. در مقالة حاضر پربسامدترین فرایندهای واجی تالشی شمالی (گونة عنبرانی)، طی تحول از ایرانی باستان و در مقایسه با فارسی نو بررسی شده‌است. از جملة این فرایندها حذف واکة‌ پایانی،‌ افراشتگی، مرکزی‌شدگی، حذف کشش، تضعیف یا نرم‌شدگی و تقویت یا سخت‌شدگی است. ‌داده‌های گویشی به ‌روش میدانی و بر پایة‌ اطلاعات نگارنده که خود گویشور این گونة‌ زبانی است و نیز مصاحبه با گویشوران بومی گردآوری شده‌است‌. داده‌های ایرانی باستان و فارسی میانه به روش کتابخانه‌ای‌ گردآوری شده‌است. اگر ‌واژه‌هایی در اسناد مکتوب ‌وجود نداشت و یا دسترسی به ‌آنها ممکن نبود، به­ناچار بازسازی شده‌اند. 

کلیدواژه‌ها


ابوالقاسمی، م. 1387. دستور تاریخی زبان فارسی، تهران‌: سمت‌.

ـــــــــــــــ . ‌1389. ریشه‌شناسی (اتیمولوژی). تهران‌: ققنوس‌.

بارتلمه، ک. 1384. تاریخچة واج‌های ایرانی، ترجمة و. دومانیان. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی ‌و مطالعات فرهنگی.

باقری‌، م. 1380. واج‌شناسی تاریخی زبان فارسی‌. تهران‌: قطره‌.

ـــــــــــــــ . 1383‌. تاریخ زبان فارسی،. تهران‌: قطره.

بهار،م. 1385. سبک شناسی یا تاریخ تطور زبان فارسی، تهران:توس.

جعفری‌دهقی، م. 1384. «مقایسه‌ی تحول برخی واج‌های تالشی با فارسی معیار»، گویش‌شناسی،(4): 23- 39.

حسن‌دوست‌، م. 1383. فرهنگ ریشه­شناختی زبان فارسی‌، زیرنظر ب. سرکاراتی، تهران‌: فرهنگستان زبان و ادب فارسی.

ـــــــــــــــ . 1389. واژه­نامة تطبیقی - موضوعی زبان‌ها و گویش‌های ایرانی نو‌، تهران‌: فرهنگستان زبان و ادب فارسی.

خانلری ناتل ، پ. 1391. تاریخ زبان فارسی،تهران: فرهنگ نشرنو.

ذاکر‌، م. 1384. «هدف از ریشه­شناسی چیست‌؟». یشت ‌فرزانگی،‌‌ جشن‌نامة دکتر ابوالقاسمی، به اهتمام س. نصرالله‌زاده و ع. بهرامی. ‌‌هرمس: 209-230.

رضایتی‌کیشه خاله‌، م. 1386. زبان تالشی‌، توصیف گویش مرکزی. رشت: فرهنگ ایلیا.

رضایی باغ­بیدی، ح.1390. واژه­نامة موضوعی زبان­های باستانی ایران، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی.

کرد زعفرانلو کامبوزیا‌، ع. 1382‌. «فرایند تضعیف در زبان فارسی»، مجلة دانشکدة ادبیات و علوم انسانی مشهد، (142): 73-83.

کنت‌ رولاند. ج .‌1379. فارسی باستان‌. ترجمة س. عریان‌. تهران‌: پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی.

مکنزی‌، د. 1390. فرهنگ کوچک زبان پهلوی‌. ترجمة م. میرفخرایی‌. تهران‌: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.‌‌‌‌‌

هوبشمان، ه. 1386‌. تحول آوایی زبان فارسی از هندو‌اروپایی تا فارسی نو‌. ترجمة ب. معینی سام‌، تهران‌: امیر کبیر.

Crystal‌, ‌D‌.‌ 2008‌. ‌‌‌‌‌A Dictionary of‌‌‌‌‌ Linguistics and Phonetics. Oxford: black well.

Cheung, J. 2007. Etymological Dictionary of the Iranian Verb. Leiden. Boston:‌Brill.

Hübschmann, ‌H‌.1887. Etymologie und Lautleher der Ossetischen Sprache: Strassburg.

ـــــــــــــــ .1895. Persische Studien: Strassburg. 

Hyman, L, M.1975. Phonologhy: Theory and Analysis. The U.S.A: Holt Rienhart and Winston Inc.

Kenstowicz, M.1994. Phonology in Generative Grammer, Oxford: black well.

Milroy,L. 1987. Observing and Analizing Natural Language .   Oxford: black well.  

Mayrhofer ,M. 1964.‌ A Concise Etymological Sanskrit Dictionary. Heidel           berg : carl Winter‌. Universitatäts Verlag.

Pokorny‌, J‌.‌1959.‌ Indogermanisches Etymologisches Wörterbuch. Bern: Francke Verlag.

Trask, R, L. 2013. Trask's Historical Linguistics. Revised by Robert Mc Coll Miller. Newyork: Routledge.

‌Windfuhr, G. L.1992.‌“‌Central Dialects” in: Encyclopedia Iranica.‌ Costa Mesa, California: Mazda  Publishers, (‌5): ‌242-252.